فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

بالاخره دیدمت پسملکم

خیلی میخوامت جینگولکم  بالاخره ٣ روز پیش رفتیم واسه ی سونوی سه بعدی توی ١٨ هفتگی یه بار این سونو رو انجام دادم ولی چون همش نگران سلامتیت بودم بازم از دکتر خواستم یه بار دیگه  این سونو رو انجام بدم البته به گفته ی دکتر احتیاجی به سونوی مجدد نبود ولی به اصرار من یه بار دیگه برام  نوشتن منم روز شماری که آخ جون دوباره جینگول طلای نازم و میبینم آخه اون دفعه که هیچی ندیدم  چهارشنبه ساعت ١٧:٣٠ رسیدیم مطب آخ که چه قدر هوا گرم بود یه ساعت بعدش نوبتمون شد و با جینگولکم رفتیم تو بعد روی تخت دراز کشیدم و بیصبرانه منتظر که خانوم دکتر اومدن و بعد از سلام و احوالپرسی شروع به سونو کردن اینم بگم &nb...
15 تير 1392

مسابقه وبلاگی

خورشید جون مامان لیلیا جونم منو به این مسابقه وبلاگی دعوت کردن ممنون از دعوتت خورشید جونم 1. بزرگترین ترس زندگیت؟     ترس از آینده از اینکه نکنه اتفاق بدی بیفته. 2. اگر ٢٤ساعت نامرئی میشدی چکار میکردی؟   میرفتم اون دنیا و نی نی که از دست دادم و میدیدم. 3. اگر غول چراغ جادو توانایی براورده کردن یک ارزو بین ٥ الی١٢ حرف رو داشته باشه.ان ارزو چیست؟ دیدن نی نی جونم.    4. از میان اسب.سگ.پلنگ.گربه.عقاب کدام را دوست داری؟ اسب چون نجیبه. 5. کارتون مورد علاقه کودکیت؟ خیلی به کارتون علاقه نداشتم ولی پرین و چوبین و دوست داشتم. 6. در پختن چه غذایی تبحر...
21 خرداد 1392

خیلی میخوامت

قربون جینگول قشنگم برم من که عاشقشمممم دیروز دوباره صدای اون قلب کوچولوتو شنیدم عزیززززم  خدا رو شکر همه چی خوب بود خانوم دکتر گفت نی نی رشدش خیلی عالیه حتی ٣ هفته هم جلوتره فدای نی نی شکموی خودم بشم که وقتیم غذا میخورم ورجه وورجه هات بیشتر میشه همش در حال دست و پا زدنی منم همش دلم برات ضعف میره فقط  دوست دارم بیارمت بیرون لپات و گاز بگیرم     ولی حالا حالاها باید صبر کنم  جیگرک من حسابی از خودت پذیرایی کن و تا اون موقع سالم بمون که از الان داریم واسه اومدنت روز شماری میکنیم                   ...
3 خرداد 1392

سونوی سلامت

سلام به پسمل جیگرم که خیلی میخوامش  چند روز پیش رفتم واسه ی سونوی سلامت گل پسری بعد از 5 ساعت انتظار بالاخره نوبتمون شد همراه که نمیتونست باهام باشه جالب اینه که یه مانیتور به چه بزرگی جلوم بود ولی خاموش  و جالبتر این که جناب دکتر جلوی مانیتور خودشم پرده کشیده بود که خدایی نکرده چیزی دیده نشه اینجوریشو دیگه ندیده بودیم تا حالا  انقدم بداخلاق بود عین چی ولی من برام مهم فقط سالم بودن نی نیم بود که بعد   از ٣٠ دقیقه سونوهای مختلف وگرفتن برگه و خوندنش خدا رو شکر همه چی  طبیعی بود   خدا جونم دوست دارم فقط چیز جالبش این بود که توی برگه ی سونو نوشته شده بود  جنین احتمال...
10 ارديبهشت 1392

سونو و آز غربالگری پسمل طلا

بازم سلامممممم به جینگول خودم  دیروز با همسری رفتیم واسه آز غربالگری و سونو ان تی اول آزمایش دادیم بدشم رفتیم واسه سونو از ساعت 3 تا 7 منتظر بودیم که بریم نی نی جیگریمونو ببینیم کلی خسته شدیم دیگه تا بالاخره نوبتمون شد خیلی هیجان داشتم فقط دوست داشتم زودی برم تو و نی نی جونم و ببینم بالاخره نوبتمون شد دل تو دلم نبود وقتی رو تخت دراز کشیدم فقط چشمم به مانیتور بود که زودی  ببینمت عشقم وای چه نی نی اصلا از دیدنت سیر نمیشدم دکتر با دقت داشت همه چی و بررسی میکرد و واسه مام میگفت که یه دفعه گفت جنین یه آقا پسمله واییییییییییییییییی عزیزم الهی بگردم من هم  تعجب کردم هم کلی خوشحال شدم آخه نمیدونم چرا احساس م...
23 اسفند 1391

عاشقت شدم...

سلام به جینگول خودم م م  دیگه حسابی  عاشقت شدم  عشقم چند روز پیش دوباره رفتیم دکتر هم دوباره دیدمت قربونت برم چه دست و پایی میزدی هم صدای ضربان قلبت شنیدم دکتر گفت ده هفته و یه روزته اوه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه بازم خیلی کوچولویی من فدات شم دو هفته دیگه هم باید بریم واسه ی سونو و آز غربالگری حالا مگه این دو هفته میگذره همچنان حالم بد و بدتر میشه چند روز ه که بد سرماخوردم تا امروز همش در حال خوابیدن بودم خدا رو شکر دیگه الان بهترم همش سر گیجه حالت تهوع بی حالی  خیلی خسته شدم  خدایی از اینورم که نگران جوجومم که دوباره مثه دفعه ی پیش نشه ینی میشه همه چی خوب پیش بره...
6 اسفند 1391

اولین سونو

سلام به فرشته کوچولوی خودم چن روز پیش بالاخره رفتم سونو شمارو دیدم اوه ه ه ه ه ه ه ه ه هنوز خیلی کوچولو موچولویی خدارو شکر قلبت سالم بود تا اینجا که همه چی خوب بود ولی هنوز باورم نمیشه که تو دلمی هنوز هیچ حس خاصی ندارم یه حس خنثی البته دلیلشو خوب میدونم این روزام اصلا حالم خوب نیست نه درست حسابی میتونم غذا بخورم نه حال و حوصله دارم از همه چیز بدم میاد سرکارم به زور میرم خلاصه که اصلا خوب نیستم امیدوارم زودی این  سه ماه تموم شه تا اوضام بهتر بشه بدشم که همش دلهره ی اینو دارم که همه چیز خوب پیش  بره ولی با تمام این سختی ها خیلی میخوامت امیدوارم که واسه همیشه پیشم بمونی. دوست دارم ١٠٠٠ تا ...
18 بهمن 1391

هزاران بار شکرت خدا ی مهربونم.

خدای من ! چگونه ناامید باشم در حالی که تو همه ی امید من هستی! خدای من شکرت هزاران بار به خاطر تمام اتفاقات خوب و بدی که تا این لحظه تو زندگی برام افتاد. هیچ شکایتی ندارم چون تمام تلخی هایی که بر من گذشت منو تو زندگی بزرگتر و معرفتم رو نسبت بهت بیشتر کرد... فکرم خیلی عوض شد نگاهم عمیق تر شد . خدای همه ی لحظه های سختم ازت ممنونم که فرصت دوباره مادر شدن رو بهم دادی و یکی از فرشته های پاکت رو تو وجودم قرار دادی هزاران بار شکر!!! نمیدونم سرنوشت فرشته کوچولوم چی میشه خیلی سخته ولی راضیم به رضای خودت ازت میخوام اون چیزی رو که بهترین رقم بزنی امیدوارم سرنوشت فرشتم موندن باشه و من لیاقت باارزشترین...
30 دی 1391